تاپ تو  

    بهترین مرجع تصویری کشور

زیارت امیرالمومنین حضرت علی(ع)

بوسیله | اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۴ | بدون دیدگاه


 زیارت امیرالمومنین حضرت علی(ع)

 زیارت امیرالمومنین حضرت علی(ع)

زیارت امیرالمومنین حضرت علی(ع)

مدح امیرالمومنین(ع) از زبان پیامبر (ص)

           

سه فضیلت به من داده شد که علی نیز در آنها شریک است، و سه امتیاز به علی داده شد که به من داده نشده است.
لوای حمد برای من است و علی حامل آن، کوثر مال من است و علی ساقی آن؛وبهشت و آتش به دست من است و علی تقسیم کننده آن.اما آن سه ویژگی که تنها به علی داده شده و من سهمی از آن ندارم این است که به او پدر زنی داده شده که نظیرش به من داده نشده است

فاطمه همسر اوست و مانند آن به من داده نشده است و به او دو پسر داده شده که مانندشان به من داده نشده است…….

 

 

     آیات نازله در باره امام على علیه السلام


بنا بنقل مفسرین و مورخین عامه و خاصه آیات زیادى (بیش از سیصد آیه) در باره ولایت على علیه السلام و فضائل و مناقب آنحضرت در قرآن کریم آمده است که نقل همه آنها از عهده این کتاب خارج است لذا ما در اینجا فقط بنقل چند مورد از کتب معتبره اهل سنت اشاره مینمائیم که جاى چون و چرا براى آنان باقى نماند………

هر کس تو را در دل دوست دارد گویی یک سوم قرآن را تلاوت کرده است

        

                                          منبع:شیعه نیوز

درخشش نور در کعبه دل ها
           
او بُت شکن بُت هاى اطراف کعبه است ، او بر بام خانه من اذان گوید و انسان ها را به وحدانیّت دعوت کند.
اکثر مُورّخین و محدّثین شیعه و سنّى در روایات و کتاب هاى خود آورده اند: چون مدّت حمل فاطمه بنت اسد به سر آمد و هنگام زایمان او فرا رسید، کنار کعبه الهى آمد و دست نیاز به درگاه باریتعالى بلند نمود و اظهار داشت : اى پروردگار! همانا من به تو ایمان آورده ام ، و به تمامى آنچه بر پیامبرانت فرستاده اى ، معتقد هستم ؛ و نیز آنچه را که جدّم ابراهیم خلیل بیان فرموده ، تصدیق کرده ام .
پس اى خداوند مهربان ! تو را به حقّ آن کسى که این کعبه را بنا نموده است ، و به حقّ نوزادى که در شکم دارم ، درد زایمان را بر من سهل و آسان گردان .


یکى از راویان به نام یزید بن قَعنب ، در ادامه حکایت گوید: من به همراه عبّاس عموى پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله و جمعى دیگر در کنارى نشسته بودیم و حرکات و سَکَنات فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤ منین علىّ بن ابى طالب علیه السلام را مشاهده مى کردیم و سخنانش را مى شنیدیم .

هنگامى که دعایش پایان یافت ، ناگهان دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه به درون آن وارد شد و از دید نظاره گران ناپدید گشت و سپس ‍ دیوار کعبه همچون حالت اوّل ، به هم پیوست .
بعد از آن به سمت کعبه رفتیم و هرچه تلاش کردیم تا شاید بتوانیم درب کعبه را بگشائیم و از وضعیّت فاطمه با خبر شویم ، ممکن نشد؛ و با کلید هم نتوانستیم قفل درب کعبه الهى را باز کنیم .
به همین جهت مطمئن شدیم که این جریان از طرف خداوند متعال انجام گرفته است .

پس از گذشت چهار روز، دوباره مشاهده کردیم که همان دیوار شکافته شد و فاطمه بنت اسد در حالى که قنداقه علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه علیه را روى دست هاى خود گرفته بود، از درون کعبه الهى خارج گردید.
سپس راوى در ادامه گوید: پس از گذشت مدّتى ، فاطمه بنت اسداظهار نمود که من بر تمامى زن هاى گذشته ، برترى و فضیلت دارم ؛ چون آسیه دختر مُزاحم خداوند را در خفاء و پنهان عبادت مى کرد، و مریم دختر عمران با دست خود، درخت خرما را تکان داد تا چند خرما برایش افتاد و او تناول نمود.
ولیکن من به برکت فرزندم داخل کعبه الهى شدم و تا چند روز از میوه ها و غذاهاى بهشتى تناول مى کردم ؛ و چون خواستم از درون خانه خدا بیرون آیم ، ندائى را شنیدم که فرمود: اى فاطمه ! نام نوزاد را علىّ قرار ده ، چون او بر همه عرشیان و فرشیان برترى دارد.
خداى اعلا گوید: من اسم این نوزاد را از نام خود برگرفته ام ، و او را بر تمامى علوم و اسرار خود آگاه کرده ام .
او بُت شکن بُت هاى اطراف کعبه است ، او بر بام خانه من اذان گوید و انسان ها را به وحدانیّت دعوت کند.
پس خوشا به حال آن که دوستدار این نوزاد و فرمان بر او باشد، و دوزخ جایگاه دشمنان ، و مخالفان او خواهد بود.

همچنین آورده اند: هنگام ولادت مولاى متّقیان علىّ علیه السلام ، عمر پربرکت پیامبر خدا علیه السلام حدود سى سال بوده است ؛ و آن حضرت دستور داد که گهواره این مولود عزیز را کنار رختخواب ایشان قرار دهند تا شخصا از وى نگه دارى و مواظبت نماید.
و حضرت رسول صلوات اللّه علیه این نوزاد گرامى را روى سینه خود مى خوابانید و برایش سخن هاى مناسب مطرح مى نمود.

یکى از راویان حدیث و اصحاب امیرالمومنین ، امام علىّ علیه السلام حکایت کند: روزى حضرت امیرالمؤ منین صلوات اللّه علیه را در مسجد دیدم که بر بالاى منبر نشسته است و در حالى که مشغول صحبت و سخنرانى بود، تبسّمى نمود به طورى که دندان هایش نمایان گشت ، و در ادامه سخنانش فرمود: من در سنین هفت سالگى ، با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در بیابان مشغول چوپانى بودیم ، چون موقع نماز شد، نماز را دو نفرى به جماعت خواندیم ، ابوطالب وارد شد و اظهار داشت : چه مى کنید؟
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در جواب چنین اظهار نمود: خداى سبحان را عبادت و پرستش مى کنیم ، تو هم اسلام بیاور و با ما نماز بخوان ؛ و خداوند متعال را پرستش نما.
سپس حضرت امیر علیه السلام در ادامه داستان افزود: خداوندا! من نمى شناسم بنده اى از امّت پیغمبرت را که قبل از من ، همراه پیغمبرت نماز خوانده باشد، چون از سنّ هفت سالگى با او نماز خوانده ام .
و در روایتى دیگر وارد شده است که امام علىّ علیه السلام فرمود: پیش از آن که کسى با حضرت رسول نماز بخواند، من سه سال همراه آن حضرت نماز مى خواندم .

علل الشّرایع : ص ۵۶، معانى الا خبار: ص ۶۲، کشف الیقین : ص ۳۱، أ مالى صدوق : ص ۸۰٫

ترجمه امام علىّ بن ابى طالب از ابن عساکر: ج ۱، ص ۶۰ و ۶۴٫

منبع: جام

عاشقانه هایی برای مولا از زبان تازه مسلمانان؛

          به عشق علی (ع) نامم را «عالیه» گذاشتم

احمد عبدا…زاده مهنه

– خدایا! باز هم می خواهم برای علی(ع) بنویسم. دستم خالی است مثل همیشه.

آخر این چه انتظار بزرگی است که از روزنامه نگار دارند؟ مگر می شود نشست و مثل همه موضوعات دیگر، درباره امیرالمؤمنین(ع) نوشت؟ آخر «که می داند علی چون و علی چیست/ خدا، تنها خدا داند علی کیست».
*یا علی از باطن پاکت مدد
دبیر سرویس مدتی است گله می کند که چرا کم کار شده ام. حق هم دارد. ولی من هم دلم به مطالب تکراری راضی نمی شود. دلم می خواهد کاری که قرار است برای امیرالمؤمنین(ع) ارائه کنم، باری به هرجهت نباشد؛ گل کارهایم باشد. برای ۱۳ رجب امسال هم اینترنت را زیر و رو کرده ام و چیز دندان گیری به دست نیاورده ام. عاقبت خودم را با مقاله ای طولانی راضی کرده ام که بنشینم خلاصه اش کنم و ترجمه اش که ناگهان تماس دبیر سرویس، همه معادلات را به هم می ریزد: «مطلبی ویژه و سفارشی تا فردا آماده کنید که درخور میلاد مولا باشد.»
دست به دامن خود مولا می شوم. شاید چند لحظه بیشتر نمی گذرد که نامی به ذهنم می آید: «ربکا همبروک».
این نام را مدتها پیش به بایگانی صندوق نامه های مجازی ام سپرده بودم و حالا با یک جستجو، بعد از ۳ سال آن را دوباره در برابرم دیدم.
*مدیحه سرایی شیعه چهارده روزه
«زینب ترنر» – تازه مسلمان انگلیسی که باب آشنایی من با دنیای تازه مسلمانان بوده است – در تاریخ ۶ ژوئیه ۲۰۰۹ برابر با دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸ ایمیلی برایم فرستاده است؛ روزی که در حرم امام رضا(ع) افتخار خدمت داشته ام:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم
تبریک فراوان به مناسبت میلاد امام علی(ع).
فقط می خواستم این شعر را برایتان ارسال کنم. این شعر را خانمی سروده است که در ماه مه امسال [دو ماه پیش از ارسال این پیام] مسلمان شده و الحمد لله، حدود دو هفته پیش تشیع را انتخاب کرده است.
بهترین آرزوها
زینب
***
با گامهای آرام بر صراط مستقیم قدم می زند
فاطمه بنت اسد(س)
با زمزمه ذکر خدای یگانه به پیش می رود

با گام هایی سنگین
در آغوش دعا
فراخوانده به سوی بیت خدا، به پیش می رود

با دل پاک و نرم خویش در برابر دیواری سخت قرار می گیرد
اینک دیوار سنگی چون دریای سرخ [در برابر موسی(ع)] شکاف برمی دارد
و او به درون حریم گام می نهد

با بطنی در بطن نیایش
فرزندش را در نهان نگاه می دارد
در پشت حجابی از سنگ
این فرزند از خون مادرش جان می گیرد
چنان که دین ما جان خواهد گرفت
از خون آن فرزند و خون فرزندانش.
عالیه (ربکا همبروک)
ژوئن ۲۰۰۹
***
همان روز در پاسخ زینب نوشته ام:
بسم ا… الرحمن الرحیم
السلام علیکم
تبریکات فراوان من را هم به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین امام علی(ع) بپذیرید.
به خاطر ارسال این شعر بسیار از شما ممنونم. من از بند آخرش بیش از همه خوشم آمد. سلام و تبریک من را به این خواهر برسانید. خوشحال می شوم اگر نشانی ایمیل او را به من بدهید تا از سرگذشت مسلمان شدنش بیشتر بدانم.
بهترین آرزوها
احمد
*یا عالی بحق علی!
«ربکا همبروک» در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۸ این ایمیل را فرستاده است:
السلام علیکم برادر احمد
خواهر زینب ایمیل شما را برای من هم ارسال کرده است. از حسن نظر شما درباره شعرم بسیار ممنونم. اصلاً تصور نمی کردم این شعر به ایران هم برسد.
می دانم که دوست دارید درباره مسلمان شدنم بیشتر بدانید. من در خانواده ای کاتولیک به دنیا آمدم، ولی همه عمرم را به جست وجوی حقیقت گذرانده ام. حدود دو سال پیش تقریباً به اسلام ایمان آوردم، ولی هنوز شک و شبهاتی داشتم. با بررسی دقیق و طولانی کتاب مقدس، به این نتیجه رسیده بودم که هر چند بخش هایی از این کتاب، کلام خداست، اما آثار دست کاری بشر هم در آن به چشم می خورد. این اشکال را در کتابهای مقدس ادیان دیگر هم مشاهده کردم. نمی توانستم چیزی پیدا کنم که کاملاً از جانب خدا باشد. در این مقطع، به قرآن کریم رسیدم. با این که خیلی از آن خوشم آمد، باز هم برایم سخت بود که بپذیرم قرآن، وحی الهی است.
اینجا بود که پای مسائل دیگری به داستان باز شد.
من در دانشگاه تاریخ و مردم شناسی اجتماعی خوانده بودم، بنابراین همیشه نظامهای سیاسی و اجتماعی را تحلیل و بررسی می کردم و البته درباره شکل گیری و توسعه جامعه مدینه و تاریخ صدر اسلام هم مطالعه کرده بودم. با بررسی تاریخ آن دوران، درباره مسلمان شدن دچار دودلی شدم و راستش نزدیک بود که برخی چهره های معروف صدر اسلام من را از مسلمان شدن منصرف کنند! با این همه تا آن زمان هیچ منبع شیعه ای را مطالعه نکرده بودم.
وقتی – الحمدلله – در ۵ مه امسال (۲۰۰۹) شهادتین را گفتم، درباره تشیع اصلاً چیز زیادی نمی دانستم. به این نتیجه رسیده بودم که اسلام صراط مستقیم است، ولی هنوز همان تردیدها را داشتم. برای رفع این تردیدها، به بررسی بیشتر پرداختم و با طریق اهل بیت(ع) آشنا شدم. تعجب کرده بودم که افراد دیگری هم در این زمینه با من هم عقیده اند. با خودم فکر می کردم که من تمام عمر بدون این که بدانم، شیعه بوده ام و حمد و شکر خدای متعال را به جا می آورم که صراط مستقیم را به من نشان داده است.
حالا برای خودم نام «عالیه نور همبروک» را انتخاب کرده ام و احتمالاً ظرف دو سال آینده، وقتی که تکلیفم با خیلی از مسائل روشن شد، نامم را در شناسنامه هم تغییر دهم. من «عالیه» را برای نشان دادن عشق به امام علی(ع) انتخاب کردم و «نور» را هم به این دلیل به نام خانوادگی ام اضافه کردم که یادآور آیه ۳۵ سوره نور (ا… نور السماوات و الارض…) باشد که «ریسمان نور»ی بود که من را طی سال های تردید، همچنان به اسلام متصل نگه می داشت.
بزودی از طریق ایمیل درباره مسلمان شدنم بیشتر با شما خواهم گفت، ولی اکنون باید برای نماز مغرب آماده شوم. خواهر زینب درباره خدمت شما در حرم امام رضا(ع) برایم گفته است و من با ولع زیاد دوست دارم درباره امامانمان بیشتر بدانم، چون در حال حاضر چیز زیادی از آنها نمی دانم.
خدا به شما خیر بدهد. من برایتان دعا می کنم.
عالیه دو روز بعد پیام می دهد که دارد برای دیدن دوستی قدیمی به اسکاتلند می رود و بعد از سفر دوباره با من تماس خواهد گرفت. ولی از آن روزها، با وجود پیامهای من، دیگر از او خبری نشده است.
حالا یقین می کنم که دست امیرالمؤمنین(ع)، مشکل گشای عالم، در کار بوده است که این حرفها برای چنین روزی باقی بماند.
*از علی آموز اخلاص عمل
هنوز چند دقیقه ای از این کشف مکاشفه گونه نگذشته است که می بینم چراغ گفت وگوی«حنه» یا «ام مریم»، تازه مسلمان آمریکایی، روشن است و مثل همیشه نوشته است: «ممکن است پشت کامپیوتر نباشم. به من رحم کنید.» توکل به خدا، روی گزینه چت کلیک می کنم:
*السلام علیکم خواهر.
**و علیکم السلام و رحمه ا… .
حالتان چطور است؟
**الحمد لله. سرم شلوغ است.
*ان شاء ا… همه چیز به خیر باشد. اکنون می توانیم صحبت کنیم؟
**اگر مختصر باشد، ان شاء ا… .
ان شاء ا… . می خواهم از زبان شما درباره امام علی(ع) بشنوم. ایشان در مسلمان شدن یا شیعه شدن شما نقش داشتند؟
**از یک نظر بله. این جهت که فهمیدم در اسلام باید برای رهبر الهی جامعه، جانشینی الهی وجود داشته باشد. ولی از نظر الگوگیری شخصیتی، من بیشتر به سیره حضرت فاطمه(س) نگاه می کنم.
چرا تشیع را انتخاب کردید؟
**من شیعه را به خاطر مواضع توحیدی اش انتخاب کردم و در مقابل استدلال امامت در برابر خلافت هم قانع شدم.
امام علی(ع) را از چه جهت می توان الگوی مرد و زن مسلمان دانست؟
**از خلوص نیتش. او آنچنان نیتش را خالص کرده بود که عملش فقط برای خدا بود نه رضایت شخصی خودش. او فقط به ظاهر عمل نگاه نمی کرد، بلکه حتماً نیتش را هم خالص می کرد.
نهج البلاغه را هم تا کنون خوانده اید؟
**بخش هایی درباره توحید را خوانده و بسیار تحت تأثیر آن قرار گرفته ام.
از بیان فلسفی امام در این زمینه خوشم می آید.
*توحید امام علی(ع) با توحید دیگران چه فرقی دارد؟ مثلاً وهابی ها هم ادعا می کنند که کسی در توحید به پای آنها نمی رسد…
**امام علی(ع) جدا کردن ذات خدا از صفاتش را قبول ندارد، اما وهابی ها برای خدا جسم قائل اند.
به نظر شما نهج البلاغه خوب معرفی شده است؟
**من از این ناراحتم که برخی با استفاده از چند عبارت نهج البلاغه، چنین القا می کنند که زن از مرد پایین تر است. به نظر من نباید جملاتی را که امام علی(ع) در شرایط خاص بیان کرده اند، به کل موضوع تعمیم داد. فکر می کنم چنین افرادی با سوء تعبیر از سخنان امام علی(ع) درباره زنان، به دین ضربه می زنند. من باید فوری بروم.
*بسیار خوب. خیلی ممنون خواهر. ببخشید که وقتتان را گرفتم.
**مسأله ای نیست.
*مع السلامه.
**خداحافظ. مع السلامه.

——————————————————————

منبع:
قدس آنلاین

علی(ع)، امیر یگانه

                      

هر چند ائمه(علیهم السلام) جملگی یک نورند، ولی هر کدام درخشندگی و نور خاصّ خود را دارند. در رأس آنان، پدر امامان، ویژگی های منحصر به فردی دارد که هیچ دیّار البشری در زمین دارای آن نیست. ویژگی هایی که نشانگر این است که مولای ما علی(ع)، نگین حلقه ی آفرینش است. به این ویژگیهای منحصر به فرد، «اختصاصات» می گویند.

البتّه اختصاصات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، آنقدر زیاد است که در یک کتاب مفصّل نمی گنجد، به همین دلیل، دوازده مورد از آنها را انتخاب و ارائه می کنیم؛ باشد که شیعیان و محبّان آن حضرت، از داشتن مولای بی نظیری چون او، به خود ببالند و شکرگزار خداوند کریم باشند.

الف) دریافت ثواب اعمال تمام مؤمنین
ثواب زیارت امام علی(ع) در زمان حیات و مماتشان، بیش از سایر امامان است. چرا که ایشان به عنوان پدر و وصیّ اوّل، معلّم دیگر امامان محسوب می شوند؛ بدین ترتیب از ثواب اعمال دیگر امامان و شیعیان آنها، برخوردار می گردند.

امام صادق(ع) به کسی که زیارت امیرالمؤمنین (ع) نرفته بود، فرمودند: «بد کارى کردى. اگر از شیعیان ما نبودى به تو نگاه نمى‏ کردم چرا زیارت نکردى کسى را که خداوند با فرشتگانش، انبیاء و مؤمنین زیارتش مى ‏نمایند؟»

آن شخص عرض کرد: «فدایت شوم به این امر واقف نبودم.» سپس حضرت فرمودند:
«بدان که امیر المؤمنین علیه السّلام نزد حق تعالى از تمام ائمه(ع) افضل و برتر است و ثواب اعمال ایشان براى آن حضرت منظور مى ‏شود. در حالى که حضرات ائمّه(ع) به مقدار اعمال صادره از خودشان فضیلت و برترى عائدشان مى ‏شود.» (۱)

ب) آگاهی به اخبار ادیان گذشته و حال
هر چند همه ی اهل بیت(ع)، دانا و عالم بودند؛ امّا این سخن از هیچ کسی جز حضرت علی(ع) شنیده نشد: «سلونی؛ از من بپرسید.» (۲)

در روایات آمده است که حضرت علی(ع) فرمودند: «اگر کرسى [حکومت و قضاوت] برایم گذاشته شود تا بر آن بنشینم و براى خلایق حکم کنم. مى ‏توانم در بین اهل تورات طبق قانون تورات و در میان پیروان انجیل به کتاب انجیل و در بین طرفداران زبور به کتاب زبور و در بین پیروان فرقان به قرآن قضاوت و حکم کنم.

به خدا سوگند، می دانم که هر آیه ‏اى که در شب یا روز در بیابان یا کوه، در خشکى یا دریا نازل شده است، در چه روز و ساعت و در شأن چه کسى نازل شده است. هیچ مرد قریشى نیست مگر این که در کتاب خدا جایگاه او را که در نار یا نور است مشخّص شده [و من می دانم].» (۳)

ج) ردّ الشمس
ردّ الشمس واقعه ی نادر و خارالعاده است که تنها برای حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) رخ داده است و به این معناست که خورشید از مسیر حرکت خود به عقب برگردد.
این واقعه دو بار برای حضرت علی(ع) پیش آمد. یکبار در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بار دیگر در زمان سفر حضرت به بابل پس از رحلت رسول اکرم(ص).
بار اوّل سر پیامبر (ص) در دامن على (ع) بود که وحى بر او نازل شد و على هنوز نماز عصر را نخوانده بود تا آفتاب غروب کرد. پیامبر (ص) عرض کرد: «خدایا على (ع) بر طاعت تو و رسولت بود، آفتاب را براى او برگردان (تا نماز عصرش را بخواند).» راوى مى‏ گوید: پس دیدم آفتاب طلوع کرد بعد از آنکه غروب کرده بود. (۴)

بار دوم نیز حضرت و اصحابشان در مسیر بابل بودند و در راه گذشتن از فرات آفتاب غروب کرد. با دعای امیرالمؤمنین(ع)، خورشید با صدای مهیبی به جایگاه ظهر بازگشت و امام و یاران نمازشان را خواندند و آنگاه به جای خود برگشت. (۵)

د) میلاد در کعبه
امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل مى ‏کنند که: «عبّاس بن عبد المطلب (عموی حضرت علی(ع)) و نوفل بن قعنب، روبه روى خانه کعبه‏ نشسته بودند، در این هنگام فاطمه بنت‏ اسد آمد و ایستاد و درد زایمان او را گرفت و دعا کرد.

آن دو، مى‏گویند: خانه خدا را دیدیم که از پشت شکافته شد و فاطمه وارد گردید. و از چشم ما ناپدید شد. در خانه نیز بسته شد. سپس شکاف دیوار به هم آمد و چسبید. رفتیم که در را باز کنیم تا زنها داخل خانه بروند، ولى نتوانستیم. فهمیدیم که این کار از جانب خداست. فاطمه سه روز در آنجا ماند و همه جا سخن از او بود. بعد از سه روز، باز هم همان جا شکافته شد و فاطمه بیرون آمد. و على(ع) روى دستهاى او بود. و گفت: در این سه روز از میوه‏هاى بهشت تغذیه مى‏ کردم.» (۶)

هـ) نامیده شدن به امیرالمؤمنین(ع)
زید بن جهم هلالى می گوید: شنیدم امام صادق (ع) می فرمود:
«زمانی امر ولایت على بن ابى طالب(ع) نازل شد و پیغمبر (ص) فرموده بود، با لقب «امیر المؤمنین» به على سلام کنید،
اى زید! از جمله تأکیداتى که خدا در آن روز بر آن دو نفر (ابو بکر و عمر) نمود، این بود که رسول خدا(ص) به آنها فرمود: «برخیزید و به عنوان «امیر المؤمنین» به على سلام کنید»، آن دو نفر گفتند: «اى رسول خدا این‏ امر از جانب خدا است یا از جانب رسولش؟»

رسول خدا(ص) به آنها فرمود: «از جانب خدا و رسولش»، پس خداى عز و جل این آیه نازل فرمود: «و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده ‏اید مشکنید؛ زیرا خدا می داند چه می کنید.» (۷)

شخصی از امام صادق (ع) پرسید: آیا ما برای خطاب قرار دادن حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)، باید ایشان را به نام امیرالمؤمنین بخوانیم؟ حضرت فرمودند: «نه، این نام، نامى است که خدا، امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (ع) را به آن نامیده و کسى پیش از او، به این نام نامیده نشده و بعد از او کسى به این نام خود را نمى ‏نامد، مگر کافر»(۸)

و) یکی خواندن دوستی خدا و امیرالمؤمنین(ع)
رسول خدا(ص) فرمودند:  «ولایت على‏ بن ابى طالب، ولایت خداست و دوستی اش دوستى‏ خدا و پیروی اش فریضه ی  خدا و اولیائش اولیاء خدا، و دشمنانش دشمنان خدا، نبرد با او نبرد با خدا و سازش با او سازش با خداى عزّ و جلّ است.» (۹)

ز) روایات خاص در شأن حضرت علی(ع)
روایات نبوی خاصّ و منحصر به فردی مثل حدیث منزلت («تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى به جز اینکه بعد از من نبوّتی نیست.») و باب علم (من شهر علم و حکمتم و على در آن است‏.) تنها در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است.

حـ) حضرت علی (ع) اولین فرد ایمان آورنده به پیامبر(ص)
همه ی راویان شیعه و اهل سنّت موافقند که نخستین مرد ایمان آورنده به رسول خدا(ص)، حضرت علی(ع) است.
(برای مطالعه بیشتر ن.ک به: علی(ع) نخستین مسلمان )

ط) تنها کسی که جای حضرت رسول در بستر خوابید
ماجرای خوابیدن حضرت علی (ع) در رختخواب رسول خدا (ص) در شب هجرت ایشان به مدینه چیزی است که مورخان در آن شک و تردیدی ندارند. این در حالی بود که به راستی ممکن بود مشرکان، حضرت علی (ع) را در آن شب به قتل برسانند. تا جایی که در تاریخ آمده است، مشرکان به خاطر آنکه فکر می کردند پیامبر (ص) در بستر خوابیده است، حضرت علی (ع) را به شدت کتک زدند و حضرت از درد به خود می پیچید. (۱۰) (ن، ک به: مردی که خودش را به خدا فروخت )

ی) کسی که ارزش شمشیرش بیش از عبادت خلایق است.
حضرت علی(ع) که با شجاعت خود در جنگ خندق، باعث پیروزی مسلمانان شد، مفتخر به دریافت این سخن از پیامبر اکرم(ص) گردید: «ضربه ی علی در روز خندق، برتر از عبادت ثقلین (جنّ و انس) است.» (۱۱)

همچنین در جنگ احد، زمانی که حضرت علی(ع)، پیشاپیش پیامبر(ص)، حرکت می کردند و از جان رسول خدا(ص) دفاع می کردند، همه نوای جبرئیل امین(ع) را از آسمان شنیدند که می فرمود: «هیچ جوانمردی جز علی و هیچ شمشیری چون ذوالفقار نیست.» (۱۲)

ک) کسی بر حضرت علی(ع) چیره نشد
شیخ مفید می گوید: «على (ع) با آن همه پیکارهائى که می کرد و با یلان از عرب و بزرگان ایشان روبرو می شد و آنان براى نابودى وى همه گونه حیله بکار می بردند و می کوشیدند، شاید بتوانند بر وى دست یابند. در عین حال ایشان از دشمن نگریخت و پشت به جنگ نداد و از جاى درنرفت و بیمى از کسى در دل قرار نداد، با آنکه دیگران هر گاه با دشمن روبرو می شدند، گاهى بر دشمن غالب و هنگامى مغلوب و زمانى حمله مى کردند و وقتى فرار می نمودند.  چون وضع على (ع) آنچنان بود که اشاره کردیم، باید بگوئیم عمل حضرت در این خصوص از جمله معجزات بزرگ و خرق عادتى بود که ویژه ی آن جناب است و دلیل بر امامت و پیشوائى او است و باید از وى پیروى کرد و او برگزیده از میان افراد است.» (۱۳)

ل) خانه زادی و دامادی پیامبر (ص)
در تاریخ یعقوبی آمده است:
وقتی علی بن ابی طالب، فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) را به سوی مدینه آورد، هنوز با او ازدواج نکرده بود و دو ماه پس از هجرت، رسول خدا فاطمه (س) را به او تزویج کرد. (۱۴)
مسلم است که حضرت فاطمه علیها السلام خواستگاران بسیاری داشت. ابوبکر و عمر نیز چون خواست خود را با پیامبر (ص) در میان نهادند، رسول خدا گفت که منتظر قضاء الهی است. (۱۵) هنگامی که حضرت علی (ع) فاطمه را از پیامبر (ص) خواستگاری کرد، رسول خدا پذیرفت و چون عده ای لب به اعتراض گشودند، فرمود: «من فاطمه را به علی تزویج نکردم، بلکه خدا او را تزویج کرد.» (۱۶)

من از مفصل این باب مجملی گفتم
تو خود ز مجمل من رو مفصلی برخوان…

پی نوشت:
۱٫       ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى – تهران، انتشارات پیام حق‏، چاپ: اول، ۱۳۷۷، ص ۱۱۰؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور ۳/۵٫
۲٫       جمله ی مشهور امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که در چند جا آن را فرموده اند: سَلونی قبل ان تفقدونی. کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه کمره‏اى، قم، اسوه، چاپ: سوم، ۱۳۷۵ ش. ج‏۱ ؛ ص۶۰۳؛ با استفاده از همان نرم افزار.
۳٫       حسکانی، عبید الله بن عبد الله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل – ترجمه روحانى – قم، دارالهدی، چاپ: اول، ۱۳۸۰ ش. ص ۱۴۵٫ با استفاده از همان نرم افزار.
۴٫       ابن طاووس، على بن موسى، الطرائف، ترجمه داود إلهامى – ایران ؛ قم، نوید اسلام‏، چاپ: دوم، ۱۳۷۴، ص۲۲۸؛ با استفاده از همان نرم افزار.
۵٫       مفید، محمد بن محمد، الإرشاد للمفید، ترجمه ساعدى – تهران، اسلامیه، چاپ: اول، ۱۳۸۰، ص ۳۳۵؛ با استفاده از همان نرم افزار.
۶٫       قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ: دوم، ۱۳۷۸، ص۱۴۵؛ با استفاده از همان نرم افزار.
۷٫       کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه مصطفوى – تهران، کتاب فروشى علمیه اسلامیه‏، چاپ: اول، ۱۳۶۹، ج‏۲ ؛ ص۵۲- ۵۳؛ با استفاده از همان نرم افزار.
۸٫       تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافى)؛ ج‏۲؛ ص۴۰۹؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث ۳/۵٫
۹٫       ابن بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره‏اى – تهران، کتابچى‏، چاپ: ششم، ۱۳۷۶، ص ۳۲؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور.
۱۰٫   حسکانی، همان، ص ۵۷؛ با استفاده از همان.
۱۱٫   ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال (ط – القدیمه) – تهران، دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ: دوم، ۱۴۰۹ ق.، ج‏۱ ؛ ص۴۶۷؛ با استفاده از همان.
۱۲٫   کلینى، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی / ترجمه رسولى محلاتى – انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۴ ش. ج‏۱ ؛ ص۱۵۹؛ با استفاده از همان.
۱۳٫   مفید، همان،  ص ۲۹۸٫
۱۴٫   تاریخ یعقوبی، ابن واضع، ج ۲، ص ۴۱؛ به نقل از عینی نیا، مریم، بررسی فضایل حضرت علی (ع) و مساله امامت (حدیث غدیر خم)، فصل نامه ی ندای صادق، شماره ی ۲۰؛ به نقل از سایت پایگاه حوزه ؛
۱۵٫   الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ج ۸، ص ۱۱؛ به نقل از همان مقاله.
۱۶٫   تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۱؛ به نقل از همان مقاله.

——————————————————————————

منبع:موسسه فرهنگی موعود

این زیارت به روایت کسى است که امام زمان(عج)را در بیدارى مشاهده کرده بود در حالى که آن حضرت‏ امیر المؤمنین علیه السّلام را در روز یکشنبه که روز آن حضرت است با این عبارات زیارت مى‏کرد:

السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَهِ النَّبَوِیَّهِ وَ الدَّوْحَهِ الْهَاشِمِیَّهِ الْمُضِیئَهِ الْمُثْمِرَهِ بِالنُّبُوَّهِ الْمُونِقَهِ [الْمُونِعَهِ] بِالْإِمَامَهِ وَ عَلَى ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَیْهِمَا السَّلامُ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى

الْمَلائِکَهِ الْمُحْدِقِینَ بِکَ وَ الْحَافِّینَ بِقَبْرِکَ یَا مَوْلایَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَذَا یَوْمُ الْأَحَدِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ بِاسْمِکَ وَ أَنَا ضَیْفُکَ فِیهِ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی یَا مَوْلایَ وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیَافَهَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَهِ فَافْعَلْ مَا

رَغِبْتُ إِلَیْکَ فِیهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْکَ بِمَنْزِلَتِکَ وَ آلِ بَیْتِکَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَکُمْ وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّکَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَیْهِمْ [عَلَیْکُمْ‏] أَجْمَعِینَ.

سلام بر شجره نبوت،و درخت تنومند هاشمى،درخت تابان و بارور به برکت نبوّت و خرّم و سرسبز به حرمت امامت،و بر دو آرمیده در کنارت آدم و نوح(درود بر آنها باد).سلام بر تو و بر اهل بیت‏ پاک و پاکیزه‏ات،سلام بر تو و بر فرشتگان حلقه‏زننده بر دورت و گرد آمده بر قبرت، اى مولاى من اى امیر مؤمنان،امروز روز یکشنبه و روز تو و به نام توست و من در این روز میهمان‏ و پناهنده به توام،ایى مولاى من از من پذیرایى کن و مرا پناه ده،چه همانا تو کریمى و مهمان‏نوازى را دوست مى‏دارى و از سوى‏ خدا مأمور به پناه دادنى،پس برآور خواهشى را که براى آن در این روز بسوى تو میل نمودم و آن را از تو امید دارم،به حق مقام والاى خود و جایگاه بنلد اهل بیتت نزد خدا و مقام خدا نزد شما،و بحق پسر عمویت رسول خدا که خدا بر او و خاندانش همه و همه درود و سلام فرستد.

شما باید شما وارد شدید to post a comment.

کپی رایت برای تاپ تو