تاپ تو  

    بهترین مرجع تصویری کشور

جایگاه انسان شناسانه زن در ادیان الهی

بوسیله | خرداد ۶, ۱۳۹۴ | بدون دیدگاه


جایگاه انسان شناسانه زن در ادیان الهی

بحث انسان شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا هیچ علم انسانی بدون شناخت انسان به دست نمی آید. انسان شناسی در هر مکتب بر مبنای هستی شناسی آن مکتب شکل می گیرد، که هستی شناسی به نوبه خود وابسته به جهان بینی است. در جهان بینی روشن می شود که در نظام هستی یک موجود واجب به نام خدا هست و ما بقی از او هستند.

به عبارت دیگر، نظام عالم در جهان بینی الهی ماهیت از اویی و به سوی اویی دارد.

پس هستی انسان به آفرینش حق وابسته است و معرفت او نیز با معرفی حق به دست می آید. همان گونه که انسان در اصل هستی به خداوند نیازمند است، در معرفت نفس هم چنین است. بهترین راه برای این که انسان خود را بشناسد، این است که ببیند خداوند که خالق اوست، او را چگونه معرفی کرده است. ( … آیت الله جوادی آملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، ص۳-۲۲)

قرآن کریم، زن و مرد را از یک گوهر وجودی می داند و به خلقت انسان اشاره می کند و بالاترین مقامی را که برای انسان فرض می شود، خلیفه الهی معرفی می کند. در این خصوص یعنی مقام خلیفه اللهی که مقام انسانیت است، بین زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو می توانند به این مقام نایل شوند.

قرآن کریم مقامات علمی و عملی را ناظر بر مقام انسانیت می داند. هم زنان و هم مردان می توانند مشمول آیه”ای نفس مطمئن و آرام ( به یاد خدا) امروز به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنود به نعمتهای ابدی او و او راضی از اعمال نیک توست”

(سوره فجر آیه ۲۷-۲۸) باشند؛ همین طور هم زنان و هم مردان می توانند مصداق “اولئک کالا نعام بل هم اضل” ( اعراف. ۱۷۹)( آنها مانند چهار پایانند، که بسی گمراه ترند) باشند. دستیابی به هر یک از این مراتب، بستگی دارد به این که زن یا مرد چگونه بیندیشند و عمل کنند. قرآن کریم در این ارتباط می فرماید: ” من عمل صالحا من ذکراو انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه ( سوره نحل.۹۷٫ هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا بجای آورد، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت زنده ( ابد) می گردانیم.)

و یا در جای دیگر می فرماید: پس خدا دعاهایشان رااجابت کرد که البته من که پروردگارم، عمل هیچ کس را از مرد و زن بی مزد نگذارم. ( آل عمران. ۱۹۵)

در دین یهود، زن به نسبت مرد وجودی فرعی است. در تورات ( تکوین۲: ۲۳-۲۴) آمده است که پس از این که آدم نتوانست در میان موجودات زنده زوجی مناسب برای خود بیابد، خداوند او را به خواب فرو برد و یکی از دنده هایش را برداشت و حوا را از آن آفرید. آدم بلافاصله دریافت که این موجود قسمتی از گوشت و استخوان اوست، لذا آن را زن ( عبری:ISHAH) نامید زیرا از مرد ( عبری:ISH) گرفته شده است.

بنابر تورات این زن بود که به واسطه مار اغوا شد، تا از میوه ممنوعه، درخت معرفت خیر و شر بخورد وهم او بود که مقداری از آن میوه ممنوعه را به همسرش داد. خوردن میوه ممنوعه منجر به بلوغ عقلانی ایشان شد و برای زن درد زایمان و انقیاد از شوهر و برای مرد کار سنگین را به دنبال داشت ( تکوین ۳: ۲۰)

در هگاده۱ آمده است که زن از دنده سیزدهم طرف راست آدم آفریده شده است. محققانی که با روش تاریخی به بررسی مباحث دینی می پردازند، آفرینش زن از دنده مرد که در تورات آمده است را متاثر از اسطوره بهشت سومری۲، انکی۳، ونین هورسنگ۴ می دانند.

در (تکوین ۱: ۲۷) آمده است که آدم موجودی دوجنسی ۵ است که این هم ممکن است اشاره به این داشته باشد که  زن و مرد در آن واحد از آدم آفریده شده اند.

عهد جدید(NEW TESTAMENT ) از فریب خوردن آدم توسط حوا سخن می گوید ( قرنتیان ۲، ۱۱، ۳) و بر تقدم رتبی آدم تاکید می ورزد، تا از این نظریه که زن باید مطیع باشد و کمال خود را در تولید مثل بیابد، حمایت کند. ( تیمائوس ۱،۲: ۱۱- ۱۵؛ قرنتیان ۱،۱۱: ۱۲۸).

این نگاه فرعی و ثانوی به جایگاه انسان شناسانه زن در کتاب مقدس، مبنای بسیاری از کج فهمی ها نسبت به جایگاه زن در هستی است و ریشه بسیاری از شبهات و اعتراضات غربیان به مقام زن همین جاست. ایشان از همین منظر به مقام زن در اسلام می نگرند و شبهه افکنی می نمایند. برای نمونه در رویکرد مدرن فمنیسم، شاهد این مساله ایم. در رویکرد سنتی فمنیسم، زن به عنوان یک موضوع مطرح بود که وضعیت و شرایطش باید بهبود یابد، اما رویکرد مدرن فمنیسم سعی در تغییر جهان دارد و در صدد پی ریزی ساختار جدید است.

مطرح شدن سوالاتی از قبیل: آیا خداوند مرا(زن را) دوست دارد، چرا خداوند مرا مستقلا نیافرید، چرا خداوند مرا از حرف زدن با شیطان باز نداشت، زن هیچ ارزشی ندارد و …

چنانچه پیش تر نیز اشاره شد، در قرآن کریم آفرینش زن و مرد از دو گوهر مستقل و دو مبدا قابلی جداگانه نیست، تا هر کدام دارای آثار خاص و لوازم مخصوص باشند. قرآن کریم می فرماید: ای مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایی که همه شما را از یک تن آفرید و هم جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن برانگیخت ( نساء.۱)

منظور از نفس، گوهر و ذات و واقعیت عینی شیء است. پس مفاد آیه این است که همه انسان ها از هر صنف، خواه زن یا مرد، از یک ذات و گوهر خلق شده اند و مبدا قابل آفرینش همه افراد یک چیز است. از این رو اولین زن که همسر اولین مرد است، از همان ذات و گوهر عینی آفریده شده است، نه از گوهر دیگر و فرع برمرد و زاید بر او و طفیلی او در وجود نیست، بلکه خداوند اولین زن را از همان ذات و اصلی آفریده است که همه مردها و زنها را از همان اصل خلق کرد.

(آیت الله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص ۳۳ . ۳۵)

محمد ابن بابویه قمی به طور مسند در علل الشرایع و به طور در من لا یحضره الفقیه نقل کرده است: زراه بن اعین از حضرت امام صادق(ع) سوال کرد: نزد ما مردمی هستند که می گویند خداوند حوا را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفرید. اما صادق(ع) فرمود: خداوند از چنین نسبت، هم منزه و هم برتر از آن است. آیا کسی که می گوید خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دنده او خلق کند، تا بهانه به دست خرده گیران دهد؟

(جلد اول باب ۱۷وج۳ص۳۷۹ کتاب النکاح) استاد علامه شهید مرتضی مطهری در این ارتباط می گوید:

در کنار این مساله اسلام به اختلافات طبیعی زن و مرد توجه نموده است.

زن و مرد در انسانیت برابرند، ولی دو گونه انسانند، با دو گونه خصلت ها و دو گونه روان شناسی و این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیایی یا تاریخی یا اجتماعی نیست، بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است. طبیعت از این دو گونگی ها هدف داشته است و هر گونه عملی برضد طبیعت و فطرت، عوارض نامطلوبی به بار می آورد. ( مطهری ، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۱- ۲۳). تاکید دیگر بر جایگاه انسان شناسانه زن در نگاه قرآن، دو مثالی است که قرآن کریم برای مردم خوب و بد ذکر می کند.

قرآن کریم نمونه مردم بد را با نقل داستان دو زن بد تبیین می کند و می فرماید: خدا برای کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند و به آنها نفاق و خیانت کردند و آن دو شخص با وجود مقام نبوت نتوانستند آنها را از قهر خدا برهانند و حکم شد آن دو زن را با دوزخیان در آتش افکنید( تحریم ۱۰)

قرآن نمی فرماید” ضرب الله مثلا للنساء الکافرات ” بلکه می فرماید: ” ضرب الله، مثلا للذین کفروا” و نمونه مردم کافر را ذکر می کند. این للذین کفروا به معنای مردم تبهکار و بزهکار است و زن بد نمونه مردم بد است نه نمونه زنان بد.

همچنین قرآن کریم ۲ نمونه خوب از زنان را نیز به عنوان الگو ذکر می کند: ( تحریم ۱۱)، خدا برای مومنان، آسیه، زن فرعون را مثل آورد هنگامی که از شوهر کافرش بیزاری جست وعرض کرد بارالها من از قصر فرعونی و عزت دنیوی او در گذشتم، تو خانه ای برای من در بهشت بنا کن و مرا از شر فرعون کافر و کردارش از قوم ستمکارنجات بخش.

قرآن در اینجا تعبیر نمی کند که همسر فرعون نمونه زنان خوب است، بلکه زن خوب الگویی برای جامعه اسلامی است. ( نک. آیت الله جوادی آملی، زن در آیینه جمال و جلال، ص ۱۳۴- ۱۳۳)

زن خوب و تربیت شده در مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام نه تنها خانواده خود بلکه جامعه و تاریخ را دگرگون می کند. زن در ساختن تاریخ نقش مستقیم ایفا می کند. استاد شهید مرتضی مطهری در این ارتباط می گوید:

وقتی ما به متن اسلام مراجعه می کنیم، می بینیم نتیجه آنچه اسلام در باره زن می خواهد، شخصیت است و گرانبها بودن .در پرتو همین شخصیت و گرانبهایی،عفاف در جامعه مستقر می شود، روانها سالم می مانند، کانون های خانوادگی در جامعه سالم می مانند و رشید از کار در می آیند.

گرانبها بودن زن به این است که میان او و مرد در حدودی که اسلام مشخص کرده، حریم باشد؛ یعنی اسلام اجازه نمی دهد جز کانون خانوادگی، یعنی صحنه اجتماع، صحنه بهره برداری و التذار جنسی مرد از زن باشد.

( شهید مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج۱، ص۳۲۲- ۳۲۳).

هم ایشان درجای دیگر می گوید:

تاریخی که اسلام ترسیم می کند، تاریخی مذکر نیست که به دست جنس مذکر به طور مستقیم ساخته شده باشد و جنس مونث در آن هیچ نقشی نداشته باشد؛ بلکه تاریخی مذکر- مونث است. به این معنا که هم به دست مرد ساخته شده است و هم به دست زن، ولی مرد در مدار خود ش وزن در مدار خودش. نه این که زن در مدار مرد قرار گیرد و مرد در مدار زن. ( همان، ص۳۲۴)

قرآن کریم بر نقش زنان در ساختن جامعه و تاریخ تاکید می کند. برای نمونه مسوولیت امر به معروف و نهی از منکر که از مسوولیت های اجتماعی است به عهده زن و مرد گذاشته شده است. قرآن کریم می فرماید: مردان و زنان مومن همه یار و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع می کنند، نماز به پا می دارند و زکات می دهند و حکم خدا و رسول را اطاعت می کنند. آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید که خدا صاحب اقتدار و درست کردار است. ( توبه – ۷۱)

نمونه دیگر از مواردی که زنان در اجتماع و بالاتر از آن در ساختن تاریخ نقش داشته اند، شرکت ایشان در بیعت با رسول اکرم(ص) است. پیامبر اکرم طبق دستور قرآن کریم به طور مستقل با زنان بیعت می کنند و پیمان می بندد:

ای پیامبر گرامی چون زنان مومن آیند که با تو بیعت کنند تا دیگر هرگز شرک به خدا نورزند و سرقت و زنا کاری نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و به دیگران تهمت و افترا نبندند و با تو در هیچ امر معروفی که به آنها کنی مخالفت نکنند، پس با این شرایط با آنها بیعت کن و برای آنان از خدا آمرزش و غفران طلب که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. ( ممتحنه – ۱۲) زنان همچنین در هجرت از مکه به مدینه شرکت داشتند.

ای کسانی که ایمان آورده اید زنان مومن که ( از دیار خود) هجرت کرده و به سوی شما آمدند امتحانشان کنید، خدا به ایمانشان داناتر است (ممتحنه.۱۰)

نکته دیگر داستان آدم و حواست. در قرآن، خداوند می فرماید هر دو وسوسه شدند. خداوند به هر دو فرمان می دهد به درخت نزدیک نشوید ” لاتقربا هذه الشجره “. شیطان هر دو را وسوسه کرد. ” فوسوس لهما الشیطان”. آدم همان مقدار لغزش کرد که حوا و حوا همان مقدار لغزش کرد که آدم. اسلام بیان داشت که در جریان عصیان انسان چنین نیست که شیطان زن را وسوسه می کند و زن مرد را و بنابر این زن یعنی عنصر گناه.

نتیجه گیری: در یهودیت و مسیحیت بنابر آنچه در کتاب مقدس آمده است، جایگاه زن نسبت به مرد، جایگاهی فرعی و ثانوی است. در اسلام به انسان بودن زن و مرد توجه شده است و آفرینش انسان را از نفس واحده می داند ( نساء. ۱) کنار این مساله، دراسلام به اختلافات طبیعی زن و مرد توجه شده است، اما آن را مایه نقص یا کمال که موجب یک سلسله محدودیت ها برای زن باشد، تلقی نمی کند. بعضی اصرار دارند که تفاوت زن و مرد را در استعدادهای جسمی و روانی به حساب ناقص بودن زن و کامل تر بودن مرد بگذارند و چنین وانمود می کنند که قانون خلقت بنا به مصلحتی زن را ناقص آفریده است. این نگاه میان غربیان بیداد کرده است. گاهی از زبان مذهب و کلیسا گفته اند: زن باید از این که زن است شرمسار باشد، گاهی گفته اند: زن همان موجودی است که گیسوان بلند دارد و عقل کوتاه، زن آخرین موجود وحشی است که مرد او را اهلی کرده است، زن برزخ میان حیوان و انسان است و بتازگی با یک گردش صد و هشتاد درجه ای می خواهند ثابت کنند مرد ناقص و زن برتر است یا هر چه مردتر، زن تر، ( نک. شهید مطهری. مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام. ص۱۶۸٫ ۱۶۹)

که هر دو نگاه اشتباه محض است. درهر دو نگاه زن بودن زن و جایگاه او در هستی نادیده انگاشته شده است.

فهرست منابع:

۱- قرآن کریم

۲- کتاب مقدس

۳- آیت الله جوادی آملی، عبدالله، صورت و سیرت انسان در قرآن، نشر اسرا، قم، ۱۳۷۹٫

۴- همو، زن در آیینه جلال و جمال، نشر فرهنگی زجاء، تهران،۱۳۷۴٫

۵- شهید مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، قم ۱۳۵۷

۶- همو، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، قم

شما باید شما وارد شدید to post a comment.

کپی رایت برای تاپ تو