تاپ تو  

    بهترین مرجع تصویری کشور

بغض و دیگر هیچ …

بوسیله | اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۴ | بدون دیدگاه


بغض و دیگر هیچ …

افسران - السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا (علیه السلام)

حسرت دیدن گنبد طلا حرمت

داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه

اونقدر از تو دور شدم

که این روزا حس میکنم

غم غربت یه دنیا

روی شونه ی منه

اونقدر از تو دور شدم

که این روزا حس میکنم

همه‌ی جهان فقط قد یه زندونه برام

من که عمریه هوایی یه بار دیدنتم

بگو پس کی نوبت من میشه پابوست بیام

میدونم پاتوق هرچی دل شکستس حرمه

هرکی از غربت این زمونه خستس حرمه

هر کی از دنیا بریده این روزا سمت توئه

هرکی هرچی که دره به روش بستس حرمه

دانلود

 

افسران - زرنگی....

 

عـمـری به انتظار نشــستـم نیــامــدی

عـمـری به انتظار نشــستـم نیــامــدی
چـشم از همه به غیر تو بستم نیامدی

ای مـایـه امــیـد بــشــر، رشــتــه امـیـد
از هرکســی بجـز تو گـسـستم نیامدی

ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق
چشم انتظـار هرچـه نـشستم نیامدی

ای سـرو سـرفـراز گــلــستـــان زنــدگی
دیدی مگر حقـیرم و پـســتــم نــیـامدی

گفتی دل شکـسته بـود جـای من فقط
این دل به خـاطـر تـو شکســتم نیامدی

عـمــری در آرزوی تــو آخــر شــد و هـنوز
در آرزوی روی تــو هــســتـم نــیــامــدی

مست گنــاه، مـرد حــقـیقــت نمی شود
دیدی همیشه غافل و مــستــم نـیامدی

زندان تن کلـیــد نـــدارد به غـــیـــر مـــرگ
چــون از رگ حــیــات نـرستــم نـیـامـدی

گنجشک‌ها ورود تو را جار می‌زنند …

امروز، روز خوب من و، روز خوب توست
با خنده‌رویی‌ات بنمایان که آمدی
فواره‌های یخ‌زده یک‌باره وا شدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی …
گنجشک‌ها ورود تو را جار می‌زنند
آه ای بهار گُمشده… ای آنکه آمدی!

(فرهاد صفریان)

دستفروش باشی یا مهندس فرقی ندارد!

فرقی نداره کجای این عالم نفس می‌کشی. دستفروشی می‌کنی یا مهندسی. هر که باشی و زهر جا برسی!می‌تونی وظیفه‌ت رو انجام بدی. دقیقا مثل این دستفروشِ کنار خیابون که وسط بازار، با نوشتن یه جمله وظیفه‌شو انجام داده.

دارند به انتظارمان میخندند

برگرد که بر بهارمان میخندند
یک عده به حال زارمان میخندند
انقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان میخندند
(اللهم عجل الولیک الفرج)

من دنبال توام یا تو در پی من؟؟؟

محتاج منم، عاشق بیتاب تویی تو
لب تشنه منم، آنکه پی آب تویی تو

سرمست شده هر آنکه از جام تو نوشید
مخمور شرابم و می ناب تویی تو

با نور تو گمگشته ی شب های ضلالت به ره آید
من نیز پی نورم و مهتاب تویی تو

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو؟؟؟

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سال ها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو

ایاک نعبد و ایاک نستعین

ارالها! خطا از من است، می دانم

از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”، اما به دیگران هم دل سپرده ام!

از من که سالهاست گفته ام “ایاک نستعین”، اما به دیگران هم تکیه کرده ام!

اما تو ای خدای مهربانم! هرگز رهایم مکن….

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم: “ایاک نعبد و ایاک نستعین”

اللهم عجل لولیک الفرج

ظهور گل نرگس صلوات

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام
جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام
از باد ها نشانی تان را گرفته ام
عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام
طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت
” شرمنده جوانی از این زندگانیم”
با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا
آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام
در این دهه اگر چه صدایت گرفته است
یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام
در روضه احتمال حضورت قوی تر است
شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام
هم پیر قد خمیدگی زینب توام
هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام
این روزها که حال مرا درک می کنی
بگذار دست بر دل آتشفشانی ام
در به دری برای غلام تو خوب نیست
تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام

ظهور گل نرگس صلوات

 

هر کجا سلطان بود دورش سپاه و لشکر است

پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است؟

با خبر باشید ای منتظران ظهور

بهترین سلطان عالم بی سپاه و لشکر است

به نام رب مهدی لب گشایم

سرود غیبتش را می سرایم

سخن از غربت مهدی زهراست

سخن از بی وفایی من و ماست

غم مهدی غمی جانکاه باشد

از آن کمتر کسی آگاه باشد

کجا یوسف چنین زندان کشیده؟

کجا یعقوب این هجران کشیده ؟

هزار و یکصد و هفتاد سال است

که می داند،که مولا در چه حال است ؟

فدای غربتش یاور ندارد

به این غربت کسی باور ندارد

به غیبت سوز و اشک و آه دارد

چو جد خویش سر در چاه دارد

تو گویی خار در چشمش نشسته

دلش از غفلت شیعه شکسته

قسم بر صورت زهرا که نیلی است

به رخساری که آزرده ز سیلی است

در این غم اشک آل الله جار ی است

حدیث قرن ها چشم انتظاری است

به مهدی عرصه عالم چو تنگ است

چنین غفلت برای شیعه ننگ است

همه کردیم مهدی را فراموش

رسد هل من معین همواره بر گوش

به سینه سوز هجرانش نداریم

خبر از اشک چشمانش نداریم

ولی اندوه او بر ما گران است

دعا گوی تمام شیعیان است

بیا هجرت کنیم اینک به سویش

رویم العفو گویان رو به سویش

ز رنج غربتش یادی نمائیم

امام خویش را یاری نمائیم

بیا زهرای اطهر شاد سازیم

ز زندان یوسفش آزاد سازیم

خدایا پرچمش را باز گردان

به زهرا یوسفش را باز گردان

خداوندا ظهورش دیر گردید

بسا عاشق در این ره پیر گردید

خدایا دشمنانش خوار فرما

ذلیل و جمله بی مقدار فرما

بیا غیر از تو ما منجی نداریم

اگر آیی دگر رنجی نداریم

بیا ما را سعادتمند گردان

رها از هر چه قید و بند گردان

همه عالم فدای تار مویت

نگاه عالمی باشد به سویت

امید فاطمه برگرد برگرد

برگرد…. برگرد …..

شعر از : مجید غلامرضایی

 شعر/ جمعه‌ها طبع من احساس تغزل دارد

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفأل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها

تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد …

شعر از: حمید برقعی

منبع:خلوت گاه خورشید

جمعه‌ها

تا لنگ ظهر، ما همه خوابیم جمعه‌ها

از تخت خویش، روی نتابیم جمعه‌ها

بگذارمان به گوشه‌‌ای و دست‌مان نزن!

مانند خاک‌خورده کتابیم جمعه‌ها

شش روز هفته  آب روانیم – جو به جو-

اینک مجویمان که سرابیم جمعه‌ها

افتاده‌ایم کنجی – تعطیل و بی‌خیال –

بیزار از سوال و جوابیم جمعه‌ها

شش روز هفته – مثل فلان! – کار کرده‌ایم

پس مثل خر کجا بشتابیم جمعه‌ها؟!

شش روز هفته در پی  «‌این‌ها»  دویده‌ایم

بشمارشان که اهل حسابیم جمعه‌ها

شش روز هفته یک‌سره گردیده‌ایم تا

جایی برای خواب بیابیم جمعه‌ها

وقت غروب… آه، چه دل‌تنگ می‌شویم!

از فکر شنبه‌ها به عذابیم جمعه‌ها

ای یار غار! باز بیار آن تغار را!

تا بعد خواب، کشک بسابیم جمعه‌ها

گفتند صبح جمعه می‌آید  امام عصر

تا لنگ ظهر، ما همه خوابیم جمعه‌ها!

برچسب ها
    

شما باید شما وارد شدید to post a comment.

کپی رایت برای تاپ تو