تاپ تو  

    بهترین مرجع تصویری کشور

بعضی از فضائل امام على علیه السلام

بوسیله | اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۴ | بدون دیدگاه


بعضی از فضائل امام على علیه السلام

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/26/ali.jpg

انفاق و ایثار على علیه السلام

وابستگى انسان به متاع دنیا از خطرهاى بزرگ حرکت تکاملى وى مى‏باشد.جاذبه مال و منال و مقام،و آنچه متاع دنیا به حساب مى‏آید انسان را از مسیر خود باز مى‏دارد.وابستگى به دنیا پر خطرترین دام سر راه انسان است.بسیارى این خطر را احساس مى‏کنند.لیکن مهم چاره‏سازى این مشکل است که چگونه باید از دام این خطر رهید.

نهاد دین که رهنمود انسان در ابعاد گوناگون است،در این عرصه هم ضمن شناخت و آگاهى دادن به واقعیت‏ها،راه حل ارائه مى‏دهد.دین وابستگى انسان به مال و متاع دنیا را به عنوان یک واقعیت و بر اساس گرایش طبیعى انسان معرفى مى‏نماید.و براى رهانیدن انسان از این علاقه‏مندى تلاش مى‏نماید.و راه رهیدن این وابستگى بریدن از دنیا و انفاق عنوان مى‏نماید و به لحاظ شدت این وابستگى رهیدن از این خطر را آن چنان با اهمیت مى‏داند که جهاد با مال را در کنار جهاد با جان عنوان مى‏نماید: جاهدوا باموالکم و انفسکم (۱) .هدیه کردن مال در راه خدا همانند هدیه کردن جان در راه خداست.

قرآن افزون بر رهنمود،الگوهایى نیز براى تأثیر گذارى بیشتر ارائه مى‏دهد.و زندگى برگزیدگان را در جلو دیدگان انسان‏ها ترسیم مى‏نماید.آنان که از انفاق در راه خدا از هیچ تلاشى فروگذار نکردند.آنان که از بهترین امکانات خود در سخت‏ترین شرایط در راه خدا گذشتند و در رفتار آنها نه تنها انفاق بلکه فراتر از انفاق ایثار جلوه‏گر است.با بررسى چند نمونه از رفتار امام همام از خرمن فضایلش خوشه بر مى‏چینیم.

الف:فرزندان على و فاطمه(حسن و حسین)بیمار شدند.به آنها پیشنهاد شد براى بهبودى فرزندانشان نذر کنند.على علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فضه در درگاه خدا نذر کردند هنگامى که بر فرزندانشان آفیت حاصل شد،سه روز روزه بگیرند.خداى سبحان نعمت سلامتى را نصیب آنان کرد.اینک آنان باید به نذر خود وفا کنند،لیکن چیزى در خانه على یافت نمى‏شود.على سه پیمانه جو براى فراهم آوردن نان قرض مى‏کند.سه روز روزه شروع مى‏شود.یک پیمانه آن روز اول آرد و فاطمه علیها السلام چند گرده نان براى افطار روز اول تهیه مى‏کند.هنگام افطار که فرا مى‏رسد مسکینى در خانه را مى‏کوبد همه نان‏ها را به وى داده با آب خالص افطار مى‏کنند!روز دوم نیز همانند روز اول بخشى دیگر آرد را براى تهیه افطارى نان تهیه مى‏کنند،و هنگام افطار که فرا مى‏رسد یتیمى در خانه را مى‏زند.همانند روز اول همه نان‏ها را به یتیم داده با آب خالص افطار مى‏نمایند.و براى روز سوم آماده مى‏شوند روزه بگیرند.در هنگام افطار روز سوم که همانند روزهاى پیش چند گرده نان تهیه مى‏شود،ناگهان اسیرى‏در خانه على مى‏آید.و همانند شب‏هاى پیش گرده نان‏ها نصیب وى مى‏شود.افطار هر سه روز روزه با آب خالص سپرى مى‏شود!رخسار اهل بیت از گرسنگى رنجور شده است.رسول الله صلى الله علیه و آله وارد خانه على و فاطمه شده،رخسار رنجور آنان را مشاهده مى‏کند سبب مى‏پرسد فاطمه براى پدر توضیح مى‏دهد.آنگاه ایثار على و فاطمه تجلى مى‏نماید و غذاى بهشتى نصیب خانواده عترت مى‏گردد.خداى سبحان ستایش از ایثار آنها بخشى از آیات سوره انسان را نازل مى‏نماید : (۲) یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا . (۳) «به نذر خود وفا مى‏کنند و از شر و عذاب فراگیر روز قیامت در هراسند.طعام را با این که خود نیاز دارند و محبوب آنهاست در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر اطعام مى‏نمایند» .

ب:انفاق مال در راه خدا در صورتى تأثیر گذار است و باعث تزکیه نفس مى‏شود و انسان را از وابستگى نجات مى‏دهد که اولا انسان در انفاق خویش اخلاص داشته باشد ریا نکند،براى بدست آوردن خوشنودى خدا انفاق کند.دیگر این که از بهترین و پاک‏ترین اموال شخصى خود انفاق کند.انفاق چیزهایى که به کار انسان نمى‏خورد یا افزون بر نیازهاى انسان است که در تمام این موارد محبوب انسان هم نخواهد بود،سازندگى و تأثیر مطلوب را نخواهد داشت : و انفقوا من طیبات ما کسبتم . (۴) «از پاکترین و پاکیزه‏ترین اموال خود انفاق کنید.»

على علیه السلام دو رکعت از نماز ظهرش را بجا آورده است.نیازمندى به وى خطاب نموده از او طلب کمک مى‏کند.على انگشتر قیمتى که هزار دینارارزش داشت و انگشتر مخصوص پادشاه حبشه بوده و از جانب نجاشى به رسول الله صلى الله علیه و آله هدیه شده بود و رسول الله صلى الله علیه و آله هم آن را به على هدیه نموده بود،از انگشت خویش بیرون آورده و در حال نماز به نیازمند مى‏دهد. (۵)

کرم و بخشش على علیه السلام

ترجمه: سید هادى خسرو شاهى

و از اخلاق خاص على، کرم و بخشش او بود که حد و مرزى نداشت، ولى بخششى که در اصول و هدف پاک و سالم بود نه مانند بخشش فرمانداران و زورمندانى که از مال و کوشش مردم بخشش مى‏فرمایند! اینان وقتى که چنین بخششى مى‏کنند فقط به خویشان و نزدیکان و یا هوادارانشان مى‏بخشند که در راه حکومت و سلطنت آنها شمشیر مى‏زنند واگر گامى بالاتر نهند براى آن بخشش مى‏کنند که گفته شود آنها اهل کرم و بخشش هستند! تا مورد توجه عامه مردم قرار گیرند و اختلاسها و دزدیها و ستمها و ضعف ادارى امور و غیره را بدین ترتیب پرده پوشى کنند.

و این شکل از اشکال بخشش را که در واقع فرقى با رشوه ندارد – و اکثریت کسانى که در تاریخ ما و تاریخ قدرتمندان دیگران به کرم و بخشش مشهورند با این نوع بخشش سرو کار داشتند – على بن ابیطالب در سراسر زندگى خود ندید و یک بار هم به آن دست نیالود و آن را نشناخت. کرم و بخشش على چیزى است که از همه مردانگیهاى او پرده برمى‏دارد و با جان و دل او به هم آمیخته است او با اینکه دختر خود را از اینکه گردنبندى را از بیت المال به امانت گرفته که در عیدى از اعیاد به آن آرایش کند توبیخ مى‏کند و با اینکه برادر خود عقیل را که مختصرى از مال عمومى مردم را بیجا خواسته بود از خود مى‏رنجاند و با اینکه او هرگونه رشوه خوار و هوادار مال بى‏کوشش و بدون حق را، از خود طرد مى‏کند، با این حال، چنانکه در روایات صحیح آمده است او با دست‏خود نخلهاى گروهى از یهودیان را در مدینه سیراب مى‏کند، تا آنجا که دست او تاول مى‏زند و زخم مى‏شود و آنگاه مزدى را مى‏گیرد و به بیچارگان و درماندگان مى‏بخشد و یا با آن بندگانى را مى‏خرد و بلافاصله آزاد مى‏سازد.

«شعبى‏» از زبان کسانیکه على را خوب مى‏شناختند روایت مى‏کند که او بخشنده ترین مردم بود که از مال خود براى مردم مى‏بخشید واگر گواهى دشمن در بعضى موارد صحیحترین شهادتها باشد باید فهمید که بخشش و کرم على تا چه پایه بوده که معاویه بن ابى سفیان هم به آن شهادت داده، در حالى که او همیشه مى‏کوشید که از على عیب جویى کند و از او انتقاد نماید.

معاویه مى‏گوید: «اگر على خانه‏اى پر از طلاى ناب و خانه‏اى پر از علوفه داشته باشد، طلا را پیش از علوفه مى‏بخشد!»امام على (ع) صداى عدالت انسانى. ج ۲ – ۱ صفحه ۱۲۲

تالیف: جرج جرداق

آگاهى على علیه السلام

حبیب الله احمدى

آگاهى به حقایق هستى فضیلت بزرگى است که انسان از آن بهره‏مند مى‏باشد.همین فضیلت موجب برترى انسان از فرشتگان است.زیرا که خداى سبحان هنگامى که فرشتگان را مأمور نمود بر انسان کامل سجده کنند،ملاک فضیلت برترى و سجده را آگاهى انسان کامل به حقایق عنوان نمود : و علم الآدم الاسماء کلها ثم عرضهم على الملائکه (۱) «خداى سبحان آدم را از حقایق با خبر ساخت،آنگاه بر فرشتگان عرضه و از آنان خواست که شما نیز از حقایق خبر دهید.»فرشتگان خود اعتراف نمودند که آگاهى مسجود فرشتگان برتر از ماست،زیرا هنگامى که خداى سبحان از آنان خواست از حقایق خبر دهند نتوانستند،لیکن وقتى از انسان کامل این نکته خواسته شد وى فرشتگان را از حقایق با خبر ساخت و معلم فرشتگان قرار گرفت .فرشتگان نیز بر برترى اعتراف نمودند: قالوا لا علم لنا الا ما علمتنا (۲) .

خداى سبحان آگاه به همه چیز است و اگر کسى مظهر صفات الهى شد رنگ و بوى صفات خدا را مى‏دهد.و به توان ظرفیت خود مظهر اسماء حسناى الهى قرار مى‏گیرد.و هر مقدار ظرفیت گسترده‏تر باشد شروق و فروغ الهى بر ان بیشتر مى‏تابد زیرا که انسان جانشین خدا بر زمین است و جانشین‏مرحله‏اى از صفات و مقام فوق را در بر دارد.بنابر این مى‏توان برهان عقلى ارائه نمود که انسان که مظهر اسماء الهى شد صفات وى در علم و آگاهى،قدرت،عطوفت،غضب و…همانند خداى سبحان خواهد شد.

آگاهى انسان به دو گونه است،کسبى و لدنى.آگاهى کسبى که با تلاش مدرسه و تجربه و…به دست مى‏آید و مملو از خطا و اشتباه و جهل مرکب است.آگاهى لدنى آشکار شدن حقایق در نزد عالم،شفاف و زلال است.هیچ گونه آمیختگى با نادانى و خطا ندارد.

انسان‏هاى الهى افزون بر آگاهى کسبى آگاهى لدنى دارند.انبیا باذن الله به عالم حقایق واقف هستند و عالم غیب بر آنها مشهود مى‏شود.این فضیلت اختصاص به انبیا ندارد بلکه راه آن براى همگان هموار است،هر کس مظهر صفات الهى شد از آگاهى لدنى که مصون از خطا و منطبق به واقعیت است بهره مى‏برد.میزان بهره‏ورى انسان از این فضیلت به ظرفیت و طهارت و تقواى وى وابسته است.هر مقدار تقوا بالاتر ظرفیت بیشتر تا به آن مرحله برسد که در توان ممکن الوجود مى‏باشد.

على علیه السلام مظهر علم الهى

على از جمله اولیاء الله است که در این عرصه به مقام والایى که در خور توان انسان مى‏باشد،رسیده است.به آن مرحله‏اى که کسى را ظرفیت و توان‏مندى نیست به آن دستیازد.

على مظهر علیم و خبیرى است که به آنچه هست و آنچه در گذشته و آینده تحقق دارد آگاه مى‏باشد .على به تعلیم الهى و به تعلیم معلم لدنى و شهر علم و فضیلت دروازه علم و آگاهى است که مى‏فرماید:انا مدینه العلم و على بابها،انامدینه الجنه و على بابها (۳) «شهر آگاهى و علم منم لیکن راه ورود به این شهر و کلیدهاى این آگاهى على است.من شهر فضیلت و بهشت هستم لیکن در ورودى آن على است».از راه على مى‏توان به این شهر راه یافت.

گرچه این نوع از علم که لدنى نام دارد تعلیمى نیست لیکن علم کسبى متداول مدرسه نیست و الا به تعلیم الهى و به تعلیم معلم لدنى مى‏تواند تعلیمى باشد:على علیه السلام عن رسول الله صلى الله علیه و آله حدثنى بالف باب یفتح کل باب الف باب. (۴) «رسول الله صلى الله علیه و آله بر من هزار در دانش گشود که از هر درى هزار در دیگر گشوده مى‏شد.»على در فضیلت آگاهى غیب و شهود بر وى شهود است و پرده‏ها از چشم وى بر کنارند .همان پرده‏هایى که روزى از چشم دیگران نیز کنار مى‏روند روز دیدن حقایق روز آشکار شدن پنهان‏ها: یوم تبلى السرائر (۵) روزى که دید چشم‏ها و چشم انداز دیده‏ها گسترده مى‏شود:و فبصرک الیوم حدید. (۶)

افتخار على این است که پرده‏ها را خود کنار زده است و چشم انداز وى وسیع است.بر همین اساس که غیب و شهادت یکسان شده است مى‏گوید اگر پرده‏ها کنار رود به آگاهى و یقین من افزوده نخواهد شد:لو کشف الغطاء ما ازدت یقینا. (۷) و بر همین اساس این چنین ادعاى منحصر به فرد مى‏کند:سلونى قبل ان تفقدنى فانى بطرق السماء اعلم منى بطرق الأرض. (۸) «پیش از این که دستتان از من کوتاه شود از من سؤال کنید زیرا که من آگاهى‏ام از آسمان‏ها بیش از زمین است».

نقش آگاهى

علم به حقایق هستى انسان همراه با باور را الهى،و مظهر اراده خدا نموده و کار وى را همانند کار خدا جلوه‏گر مى‏سازد.همان که نمونه آن در مورد کارگزاران سلیمان علیه السلام تجلى یافت.هنگامى که سلیمان علیه السلام از اطرافیان در خواست نمود که کدام توان‏مندى است که تخت بلقیس را در اسرع وقت حاضر کند،کسى که بخشى از علم کتاب نصیبش شده بود،گفت من به کمتر از چشم بهم زدن تخت را حاضر مى‏کنم: قال الذى عنده علم من الکتاب انا آتیک قبل یرتد الیک طرفک (۹) .

انسان الهى همه شؤونش الهى مى‏شود این فرد که جزیى از علم الکتاب را مى‏دانست چنین کارى انجام داد که کمتر از چشم به هم زدن تخت بلقیس را در نزد سلیمان حاضر نمود.که وى برخى از اسم اعظم را آگاهى داشت.لیکن آن که علم کتاب را آگاه است بر کارهاى بسى بالاتر توان‏مند است.که از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که فرمود آن کسى که علم الکتاب را دارد على علیه السلام است:قال الذى عنده علم الکتاب هو امیر المؤمنین علیه السلام (۱۰) آنگاه ادامه مى‏دهد آن که توانست تخت بلقیس را در نزد سلیمان حاضر کند آگاهیش نسبت به آگاهى على علیه السلام ذره‏اى از دریا«نمى‏ازیم»بود. (۱۱) آن که اسم اعظم الهى مى‏داند آن که هر روز و شب فضایى از فضایل رسول الله صلى الله علیه و آله بر او برافراشته شده است و هزاران فضاى علم و فضیلت بر او گشوده مى‏شود،او اراده‏اش اراده الهى است که: اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون . (۱۲) «هرگاه امرى را بخواهدانجام دهد همین که اراده کند انجام مى‏گیرد.»او دستش ید اللهى است،او که در خیبر که سهل،صدها خیبر را با یک اراده زیر و رو مى‏نماید:ما قلعت باب خیبر بقوه جسمانیه بل بقوه رحمانیه. (۱۳)

این گونه است که تمام شؤون هستى و زندگى على یاد و نام خداست و جلوه حق است.خدا در شؤون على در زبان على در جهاد على،در تهجد و شب زنده‏دارى على جلوه‏گر است.که على سراپاى وجودش بوى و خوى اوست.

پى‏نوشتها:

۱٫بقره .۳۱

۲٫همان، .۳۳

۳٫بحار،ج ۴۰،ص ۲۰۳،الغدیر،ج ۳،ص ۹۶٫اسد الغابه،ج ۴،ص .۱۰۹

۴٫بحار،ج ۴،ص ۲۱۶،ج ۲،ص .۶۴۵

۵٫طارق، .۹

۶٫ق، .۲۲

۷٫بحار،ج ۴۶،ص .۱۳۵

۸٫نهج البلاغه صبحى الصالح،خ ۱۸۹،ص .۲۸۰

۹٫سبأ،ص .۴۰

۱۰٫نور الثقلین،ج،۴،ص .۸۷

۱۱٫همان،ص .۸۸

۱۲٫یس، .۸۲

۱۳٫بحار،ج ۲۱،ص .۲۱

امام على(ع) الگوى زندگى ص ۴۵

شما باید شما وارد شدید to post a comment.

کپی رایت برای تاپ تو